شعر سنایی(شاعر سنی مذهب قرن6) درباره ی اهل بیت(ع)

داستان پسر هند جگرخوار مگر نشنیدی؟

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

پدر او لب و دندان پیمبر بشکست

مادر او جگر عمّ پیمبر بمکید

خود به ناحق، حق داماد پیمبر بگرفت

پسر او سر فرزند پیمبر ببُرید

بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنم؟

لَعَنَ الله یزید و علی آل یزید

 

((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و فرجنا بهم))

اولین بار چه کسی به عمر لقب فاروق داد؟ +عكس كتاب

اولین بار چه کسی به عمر لقب فاروق داد؟ 

وهابیون و اهل سنت،به عمربن الخطاب،فاروق می گویند و سعی دارند که این چنین جلوه دهند که پیامبرص اولین کسی بود که عمر بن خطاب را فاروق نامید . اما کتب معتبر اهل سنت و بزرگان از علمای ایشان، چنین چیزی را قبول ندارند و در بسیاری از کتابهایشان اینچنین آمده که اهل کتاب(یهود) اولین کسانی بودند که عمر بن خطاب را فاروق نامیدند! و این علی بن ابیطالب ع هست که رسول الله ص او را صدیق اکبر و فاروق اعظم این امت،معرفی کرده اند.خواهش می کنم بدون تعصب،این پست را مطالعه بفرمایید.


این مطلب در کتابهای "الطبقات الکبیر(الطبقات الکبری) تاریخ مدینه دمشق ، تاریخ طبری ، اسدالغابه و .... آمده است برای نمونه به ذکر یک کتاب اکتفا می کنیم.

محمد بن سعد بن منیع،مشهور به کاتب واقدى(168-230)مورخ و سیره نویس مشهور بغداد و مؤلف کتاب الطبقات الکبرى (الکبیر) است‏.وی در صفحه 250 همین چاپ می نویسد :قال بن شهاب بلغنا أن أهل الکتاب کانوا أول من قال لعمر الفاروق وکان المسلمون یأثرون ذلک من قولهم ولم یبلغنا أن رسول الله صلى الله علیه وسلم ذکر من ذلک شیئا .ابن شهاب گوید : این گونه به ما رسیده است که اهل کتاب نخستین کسانی بودند که به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان از سخن آن‌ها متأثر شدند و این لقب را در باره عمر استعمال کردند و از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله هیچ مطلبی در این باره به ما نرسیده است .

ادامه مطلب كليك كنيد

ادامه نوشته

نمونه سوالات ضمن خدمت حماسه حسینی

دانلود نمونه سوالات ضمن خدمت حماسه حسینی

بررسی آیات 74 و 75 سوره اسراء

آیات 74 و 75 سوره اسراء چگونه بر چه چیزی دلالت می‌کنند؟ و آیا افضلیت پیامبر اکرم(ص) را نسبت به سایر انبیای الهی اثبات می‌کند؟

خداوند در آیات مورد بحث می‌فرماید: «اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزدیک بود به آنان تمایل پیدا کنى. و اگر چنین می‌کردى، ما دو برابر مجازات (مشرکان) در زندگى دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو می‌چشاندیم سپس در برابر ما، یاورى براى خود نمی‌یافتى!».[1]
تفسیر آیات به شرح زیر است:
خداوند متعال در آیات مورد بحث به پیامبر اکرم(ص) هشدار می‌دهد که از وسوسه‌هاى این گروه بر حذر باشد، مبادا کمترین ضعفى در مبارزه با شرک و بت‌پرستى به خود راه بدهد، که باید با قاطعیت هر چه تمام‌تر دنبال گردد.
آیه پیش از این آیات؛ که «نزدیک بود آنها تو را (با وسوسه‌هاى خود) از آنچه بر تو وحى کرده‌ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود برمی‌گزینند!» باشد، اشاره به حالت بشرى پیامبر اسلام(ص) است که ایجاب می‌کند وسوسه‌هاى دشمنان در او اثر بگذارد، به ویژه، اگر مصالحى ظاهراً در این انعطاف به چشم بخورد، مانند امید به اسلام سران شرک بعد از این انعطاف، و یا پیشگیرى از خونریزى و درگیری‌هاى بیشتر، و هر بشر عادى هر قدر قوى باشد احتمال تحت تأثیر واقع شدن در برابر این وسوسه‌ها را دارد،
[2] اما در آیات بعدی و مورد بحث؛ جنبه روحانى و عصمت الهى و لطف خاص پروردگار را بیان می‌کند که شامل حال پیامبران مخصوصاً پیامبر اسلام(ص) که در بحرانی‌ترین لحظات زندگى بود. خداوند در این آیات به معصوم بودن پیامبر اسلام(ص) اشاره می‌کند و این خصلت را مانع انحراف آن حضرت از راه حق می‌داند و بر ثابت قدم بودن ایشان تأکید می‌ورزد. این تعبیر، شبیه همان تعبیری است که برای حضرت یوسف(ع) بیان می‌فرماید که؛ «آن زن قصد او کرد و او نیز -اگر برهان پروردگار را نمی‌دید- قصد وى می‌نمود! این‌چنین کردیم تا بدى و فحشا را از او دور سازیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود».[3]
نتیجه این‌که؛
1. آیات فوق، نه تنها دلیل بر نفى عصمت نیست، بلکه یکى از آیاتی است که دلالت بر عصمت پیامبر اسلام(ص) دارد؛ چرا که مسلماً این تثبیت الهى (تثبیت از نظر فکر و عواطف و تثبیت از نظر گام‌هاى عملى) منحصر به این مورد نبوده است؛ زیرا دلیل آن در موارد مشابه نیز وجود دارد، و به این ترتیب گواه زنده‏اى بر معصوم بودن پیامبران و رهبران الهى محسوب مى‏شود.
[4]
2. آنچه این آیات شریفه بر آن دلالت دارند، عصمت پیامبر اسلام(ص) است که از جهت این مقام الهی با دیگر پیامبران یکسان است، و افضلیتی از این آیه اثبات نمی‌شود.


[1] اسراء، 74 – 75
[2]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 12، ص212، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[3]. یوسف، 24.
[4]. تفسیر نمونه، ج 12، ص 212 – 213. سبحانى، جعفر، عصمة الأنبیاء، ص 204 – 205، مؤسسه امام صادق(ع)، قم، بی‌تا.
/islamquest.net/fa/archive

تدریس دین و زندگی3 با پاورپوینت

درس اول دین و زندگی3

درس دوم   -   درس سوم   -   درس چهارم   -   درس پنجم   -   درس ششم

مقاله

مقاله نقد و برررسی حجیت مراسیل

زرارة بن أعین،محمدبن مسلم

محمدبن ابی عمیر و احمدبن محمد بِزنطی

 

چکیده:

    در حجیت مراسیل اصحاب اجماع نظرات مختلفی بیان شده است؛برخى از دانشمندان شيعه بر اين باورند كه اصحاب اجماع  جز از راويان ثقه نقل حديث نمى‏كنند؛ بنابراين در صورتى كه واسطه را در زنجيره روايات حذف نموده، روايت را به شكل مرسل بياورند، حكايت از وثاقت آنان دارد؛ بر اين اساس بسيارى از محققان شيعى، مراسيل اصحاب اجماع را همانند مسانيد شان معتبر دانسته‏اند . برخى نيز حجيت مراسيل آنان  را انكار نموده  و به عدم اعتبار مراسيل آنان  قائل شده‏اند . در اين مقاله براى شناسايى جايگاه  زرارة بن اعین،محمدبن مسلم،محمدبن ابی عمیر و احمدبن محمد بزنطی نزد رجال شناسان شيعه و نيز بررسى حجيت و اعتبار مراسيل آنان تلاش شده است‏. از اين روى، ضمن بيان اقوال و آراء گوناگون طرفداران و منكران حجيت مراسيل، به نقد و بررسی مراسیل آنان پرداخته شده‏است .

 

کلید واژه:  حجیت مراسیل ،اصحاب اجماع ، زرارة بن اعین، محمدبن مسلم محمدبن ابی عمیر

و احمدبن محمد بزنطی

 

نویسنده :هادی رشیدی

دین وزندگی3

 

 

دانلود پاسخ اندیشه و تحقیق دین وزندگی3

دانلود پیام آیات دین وزندگی3

صدقه اول ماه صفر را فراموش نکنیم

در این ماه، به دادن صدقه اهتمام بیشتری شود.

برای ایمنی از بلاها، دعای زیر هر روز ده مرتبه خوانده شود:
یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ!
ادامه نوشته

فرجام قاتلان امام حسین علیه السلام و یارانش + جدول

trefghh111
 
 

دهم محرم سال ۶۱ هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله علیه السلام برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آۀه دفاع و حمایت کردند.
اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.
با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین علیه السلام، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان کاروان حسینی و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می‌شود:

نام

نقش وی در کربلا

سرانجام و چگونگی مرگ

شمر بن ذی‌الجوشن

نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش

دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ

محمد بن اشعث بن قیس

نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند

روز عاشورا در پی نفرین امام حسین علیه السلام عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد

عبید الله بن زیاد

در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت

چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین علیه السلام بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد

یزید بن معاویه

چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین علیه السلام

هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد

سنان بن انس

نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین علیه السلام داشت

زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت

عمر بن سعد

مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت

به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد

حرملة بن کاهل

پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر علیه السلام

مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند

حصین بن نُمیر

فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین علیه السلام

ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد

مالک بن نُسیر کِندی

فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا علیه السلام

قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند

زرعه دامی

از قاتلان امام علیه السلام

هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید

محمد بن اشعث

هتک حرمت امام حسین علیه السلام

توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد

عبدالله بن حَوزه

تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله علیه السلام

قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت

شبث بن ربعی

با شمشیر به صورت مبارک امام حسین علیه السلام زد

ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند

ابحر بن کعب

برداشتن مقنعه حضرت زینب علیها السلام و کشیدن گوشواره از گوش ایشان

ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد

شرحبیل

از پشت بر صورت امام حسین علیه السلام زد

مختار او را با آتش سوزاند

عمروبن حجاج

در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین علیه السلام و یارانش بست، امام علیه السلام را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود

به نفرین امام حسین علیه السلام گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد

احبش بن مرثد(اخنس)

با اسب بر بدن مبارک امام حسین علیه السلام تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد

پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد

عبدالله بن ابی حُصین

آب را بر سیدالشهداء علیه السلام بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری

به نفرین امام حسین علیه السلام مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد

بَجدل بن سُلیم

انگشت مبارک امام علیه السلام را برای در آوردن انگشتر برید

مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد

اسحاق بن حَیوه حضرمی

داوطلبانه بر پیکر امام حسین علیه السلام تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد

با پوشیدن پیراهن اباعبدالله علیه السلام به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

 

 

باب الحوائج

تابلو حکاکی روی کاشی - باب الحوائج (4 و 9 قطعه)

چرا به حضرت امام موسی کاظم(ع) ،

حضرت ابوالفضل(ع)،

 حضرت علی اصغر (ع)

و حضرت ام البنین(س) "باب الحوائج "لقب داده اند؟

 

man question mark

مجموعه نمونه سوالات ارشد علوم قرآن و حدیث

 

مجموعه نمونه سوالات ارشد  علوم قرآن و حدیث 

lg 1f258 lg ce530 pic3 نمونه سوالات تجزیه و تحلیل سیستم ها با پاسخ

 

 

برای دریافت فایل ،علوم قرآن و حدیث بالا را کلیک نمائید

 

 

درس‏هایی از  عاشورا

3a80580dfeab85493c3fdb2774304283

عاشورا، مائده بزرگ روح انسان است در تداوم اعصار، تجسّم اعلای وجدان بزرگ است در دادگاه روزگار، صلابت شجاعت انسان است در تجلّیگاه ایمان، طواف خون است در احرام فریاد، تجلّی کعبه است در میقات خون، نقش بیدار گذرها و رهگذرهاست در کاروان دراز آهنگ زندگی‏ها و عبورها.

ادامه نوشته

دانلود کتاب

دوستان عزیز ادامه ترجمه البیان خوئی بارگذاری شده است. 

دانلود کتاب  صیانه القرآن من التحریف آیت اله معرفت  

 

 

    دانلود کتاب  البیان آیت اله خویی متن عربی

 

 

دانلود کتاب  ترجمه البیان آیت اله خوئی

                            ادامه ترجمه البیان خویی

بیان در علوم و مسائل کلی قرآن

 

صحيفه ملعونه

      

امیرالمومنین علی(ع) می­فرمایند: همانا آغاز پدید آمدن فتنه­ ها (فرقه­ ها) هوا پرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است.[1] اگر کسی در تاریخ فرقه­ ها مطالعه کند می­بیند که معمولا فرقه ­سازی­ها با همپیمان شدن و برنامه ریزی عدوه­ای منافق که به خاطر هوا و هوس­های خود نمی­خواستند در کنار بقیه مسلمین و زیر پرچم اسلام باشند، شروع می­شد. مهمترین و قدیمی­ترین این پیمانهای منافقانه مواردی بود که در صدر اسلام بوجود آمد و سرلوحه­ایی شد برای فتنه­ ها و فرقه­ سازی­های بعدی. بعد از اعلام عمومی ولایت علی(ع) در غدیرخم، عده­ای از منافقین که نمی­توانستند استمرار رسالت را در ولایت علی(ع) تحمل کنند، برای پیمان شکنی و غصب خلافت هم قسم شدند. این عده که نقشه ترور رسول­ الله(ص) را نتوانستند عملی کنند به ناچار به پیمان شکنی روی آوردند و برای گمراه نمودن مسلمین به سند سازی ودروغ پراکنی روی آوردند. در این مقاله به یکی از کارهای منافقانه این گروه یعنی نوشتن صحیفه اشاره ­می­شود.

ادامه نوشته

اولین های قرآنی

1. اولين آيه‌اي كه نازل شد كدام است؟
2. اولين آيه‌اي كه در «حرمت شراب» نازل شد در كدام سوره است؟
3. اولين آية قرآن كه حضرت مهدي ـ عج ـ هنگام ظهورشان تلاوت مي‌فرمايند كدام آيه است؟‌
4. اولين سوره‌اي كه نازل شد كدام سوره است؟
5. اولين دعايي كه در قرآن آمده در كدام سوره است؟
6. اولين آيه سجده‌دار در كدام سوره قرار دارد؟
7. اولين آيه‌اي كه از «بهشت» ياد مي‌كند كدام است؟
8. اولين آيه‌اي كه از «جهنم» ياد مي‌كند كدام است؟
9. اولين سوره قرآن چه نام دارد؟
10. اولين آيه‌اي كه درباره «مسجد» سخن گفته است در كدام سوره قرار دارد؟
11. اولين «كلمه‌اي» كه نازل شده است چيست و در كدام سوره قرار دارد؟
12. اولين آيه‌اي كه كلمة «قرآن» در آن آمده كدام است؟
13. اولين سوره قرآن «مكي» است يا «مدني» ؟
14. اولين سوره‌اي كه «سجده مستحبي» دارد چه نام دارد؟
15. اولين «حرف» قرآن كريم كدام است؟
16. اولين سوره قرآن داراي چند آيه و كلمه است؟
17. اولين سورة قرآن كه «سجده واجب» دارد چه نام دارد؟
18. اولين سوره‌اي كه ترجمه شد چه نام دارد؟
19. اولين سوره‌اي كه به نام يكي از پيامبران الهي است چه نام دارد؟
20. اولين سوره‌اي كه با كلمه «قُل» آغاز ميشود چه نام دارد؟
21. اولين سوره‌اي كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ آن را در مكه اعلان نمود چه نام دارد؟
22. اولين فرشته‌اي كه نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟
23. اولين سوره‌اي كه به نام يكي از پيامبران اولوالعزم است چه نام دارد؟
24. اولين آيه‌اي كه در آن راجع به «احسان و نيكي به پدر و مادر» اشاره شده كدام است؟
25. اولين آيه‌اي كه در خصوص «دين اسلام» سخن گفته كدام است؟
26. اولين آيه‌اي كه درباره «اسراف» سخن گفته است در كدام سوره قرار دارد؟
27. اولين آيه‌اي كه كلمة «آيه» در آن بيان شده كدام است؟
28. اولين آيه‌اي كه در آن لفظ جلاله «الله» بيان شده، در كدام سوره است؟
29. اولين آيه‌اي كه راجع به «جنگ و قتال» نازل شد، كدام است و در چه سوره‌اي قرار دارد؟
30. اولين آيه‌اي كه از سوره «توبه» نازل شده، كدام است؟
31. اولين آيه‌اي كه راجع به «تلاوت قرآن كريم» بيان شد در كدام سوره قرار دارد؟
32. اولين آيه كه كلمة «مؤذن» در آن به كار رفته كدام است؟
33. اولين آيه‌اي كه راجع به «شهيد و شهادت در راه خدا» سخن گفته كدام است؟
34. اولين سوره‌ قرآن كريم چه نام دارد؟
35. اولين سوره‌اي كه در مدينه نازل شد، چه نام دارد؟

ادامه نوشته